غریبانه

خوش اومدی گلم امیدوارم لحظات خوبی رو تو این وب داشته باشی


سلام من برگشتم و این بار  خوشهالم نمیدونم این خوشهالی من چقدر دووم میاره  اما همین چند لحظه ای که هست میخوام شاد باشم  نمیدونم اینبار باید دل ببندم یا نه ....!!!!!!!؟؟؟

سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 توسط mohammad |

سلام دوستای گلم  من دوباره بعداز یه مدت دوری برگشتم ومیخوام سال نو رو به همتون تبریک بگم امیدوارم سالی شاد و به یاد موندنی واسه همتون باشه
ادامه مطلب

دوشنبه سوم فروردین 1388 توسط mohammad |

سلام دوستای گلم  من دوباره بعداز یه مدت دوری برگشتم ومیخوام سال نو رو به همتون تبریک بگم امیدوارم سالی شاد و به یاد موندنی واسه همتون باشه

دوشنبه سوم فروردین 1388 توسط mohammad |

سلام دوستای گلم اینم عکس خودم که بعضی از دوستان ازم خواسته بودن

مدیر وبلاگ

پنجشنبه نوزدهم دی 1387 توسط mohammad |

شلام دوستای گلم . 
برین تو این وبلاگ خیلی جالبه : 




تا های بعد بای

جمعه یکم آذر 1387 توسط mohammad |

گذر عمر

طي شداين عمر توداني به چه سان   پوچ وپ ست  چونان باددمان

همه تقصيرمن است :اينک خود ميدانم

که نکردم فکريکه تامل ننمودم روز ساعتي ياآني

کودکي رفت به بازي به فراغت به نشاط         فارق ازنيک وبدومرگ وحيات

همه گفتندکنون تابچه است بگذاريدبخنددشادان.که دگرش فرصت خنديدن نيست بايدش خنديدن

من نپرسيدم هيچ هيچکس نيز هيچ نگفت:  نوجواني رفت به باز به فراغت به نشاط.................

همه گفتند بگذاريدجواني بکند بهره از عمر برد کامروايي بکند.

نه تفکرنه تعمق نه انديشه دمي                  عمر بگذشت به بي حاصلي ومسخرگي

چه تواني که زکف دادم مفت                      چه تواني که زکف دادم مفت...............

من نفهميدم وکس مرا هيچ نگفت               قدرت عهد شهاب ميتوانست مرا تا به خدايش ببرد

ان کسانيکه  نمي دانستند زندگي يعني چه رهنما يم بودند

عمرشان طي ميشد بيخودو بيهوده ومراميگفتند که چو آنان باشم فکر خوردن باشم   فکر گشتن باشم فکر تامين معاش فکر ثروت باشم فکر زندگي بي جنجال فکر همسر باشم ممممممممممممممممممم

صدافسوس که چون عمرگذشت معني اش مي فهمم

حال ميپندارم اي رفيق

پاي در دهحقايق بنهم بادلي آسوده فارق از شهوت وآز  حيدو کينه وبخل  مملو از عشق وحوانمردي وزهد

زره جنگ براي بدو ناحق پوشم                           ره حق پويم وحق جويم

وپس جق گويم آنچه آموخته ام                           بردگراننيز نکو آموزم

شمع راه دگران گردم وباشعله خويش                   ره نمايم به همه گرچه سرا پاسوزم

من شدم خلق که مثمر باشم                             يه چنين زائدوبي جوش وخروش

اي صد اقسوس که چون عمر گذشت معني اش مي فهمم

که اين سه روز از عمرم به چه ترتيب گذشت :

گودکي بي حاصل           نوجواني باطل

وقت پيري غافل

به زباني ديگر:

کودکي درغفلت             نوجواني شهوت

درکهولت حسرت

اما من.....................................................؟

سه شنبه شانزدهم مهر 1387 توسط mohammad |

وصیت نامه

اگر من مردم مرا در تابوت سیاه رنگی بگذارید تا همه بدانند روزگار سیاهی داشتم.اگر من مردم چشمهایم را باز بگذارید تا یک بار دیگر دوستانم را ببینم.اگر من مردم دستهایم را باز بگذارید تا همه بفهمند این دستانم همیشه به دنبال گمشده ای بود که هرگز پیدایش نکردم.اگر من مردم اسم مرا روی قبرم ننویسید شمع و گل و پروانه بکشید تا همه بفهمند اگر پروانه با گل هایش بود اما یک شمع در کنارش بود که بال های او را می سوزاند.اگر من مردم اشکم را از چهره پاک نکنید اما اشکهایتان را با اب دل خویش بشویید.اگر من مردم دستانم را از تابوت بیرون بگذارید تا همه بدانند می خواستم تو را در اغوش بگیرم.دهانم را باز بگذارید تا همه بدانند می خواستم به تو بگویم دوستت دارم.چشمانم را باز بگذارید تا همه بدانند در انتظارت بودم و در اخر بر روی سنگم به جای هر نشانی فقط بنویسید نفرین بر جدایی

شنبه بیست و سوم شهریور 1387 توسط mohammad |

افسوس از این زندگی

خيلي ها با هم زندگي مي كنن خيلي ها با هم آشنا مي شن خيلي ها همديگر رو دوست دارن اما وقتي جدايي پيش مياد همه ميذارن پاي قسمت و قضا و قدر هيچ كس دنبال اين نيست كه اين قسمت رو تغيير بده بخاطر باهم بودن، همه راه تحمل رو پيش مي گيرن. زندگي خلاف جهت رودخونه كار هر ماهي نيست فقط ماهي دريايي دل اين كار رو داره! چقدر خوبه كسي رو داشته ياشيم كه باهاش زندگي كنيم. اين يه نياز ، اما چقدر زيباست كه كسي رو داشته باشيم كه نتونيم بدون اون زندگي كنيم، اين عشقه

پنجشنبه هفتم شهریور 1387 توسط mohammad |

کوتاهی از عشق

عشق مرگ نيست زندگي است.

 سخت نيست عين سادگي است.

 عشق عاشقانه هاي باد وگندم است .

اولين پناهگاه کودکي آخرين پناهگاه آدم است.

 زندگي زيباست حتي اگر کور باشي ؟

                           خوش آهنگ است حتي اگر کر باشي

                                                           مسحور کننده است حتي اگر فلج باشي؟

                         

 امابی ارزش است                                                                           اگرثانيه ای اگر عاشق نباشي اگر مي دانستي دل ترک خورده ي من با ياد چشمان باراني ات شکسته تر مي شود هيچ گاه به من پشت نمي کردي اگر مي بيني کسي به روي تو لبخند نمي زند علت را در لبان فرو بسته خودت جستجو کن.

دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387 توسط mohammad |

؟

وقتی تنهاییم دونبال یه دوست میگردیم...وقتی پیداش کردیم دنبال عیباش میگردیم ..وقتی از دستش دادیم دنبال خاطرهاش میگردیم و باز تنهاییم .!!!

جمعه چهارم مرداد 1387 توسط mohammad |

تشکر از دوستان

سلام به تمام دوستای گلم این پست پست رو گذاشتم فقط برای تشکر از شما که تو این مدت تنهام نذاشتین و منو همراهی کردین از همتون ممنونم دستتونو میبوسم دست همتونو چه اونایی که نظر دادن وچه کسانیکه فقط به این وب افتخار دادن و لحظاتیرو تو این وب سپری کردن ودست همه کسایی رو که نظر دادن و همراهیم کردنو مخصوصا میبوسم اگه شما نبودین منم نبودم و فقط به شوق شماهاس که منم هستم دوستون دارم

پنجشنبه بیستم تیر 1387 توسط mohammad |

دوست

به خاطر روی زیبای تو بود


که نگاهم به روی هیچ کس خیره نماند



به خاطر دستان پر مهر و گرم تو بود


که دست هیچ کس را در هم نفشردم


به خاطر حرفهای عاشقانه تو بود


که حرفهای هیچ کس را باورنداشتم



به خاطر دل پاک تو بود


که پاکی باران را درک نکردم


به خاطر عشق بی ریای تو بود


که عشق هیچ کس را بی ریا ندانستم


به خاطر صدای دلنشین تو بود


که حتی صدای هزار نی روی دلم ننشست



و به خاطر خود تو بود


که خودم را فراموش کردم



ودر دریای عشقت غوطه ور ساختم


اری به خاطر تو ای نازنینم

 

 

چه کنم دست خودم نیست! تو شدی تموم دنیام!

از تو می گریزم اما ! باز می بینم تو رو می خوام!

چه کنم دست خودم نیست ! دستام از تو می نویسه!

هر چی خط می زنم عشقو، باز دلم به تو حریصه!

به خدا دست خودم نیست ! از نگاهت مست مستم!

هی می خوام بگذرم از تو ، ولی باز عاشقت هستم!

من نمی خوام! دست من نیست! اما هرشب روبرومی!

زدی خیمه روخیالم !مث این شب ، نا تمومی!

نمی خوام تو رو ببینم ! شاید از یادم بری باز!

اما هر لحظه که نیستی ، می کنم گریه رو آغاز!

عاشقم ! دیوونه تو ! به خدا دست خودم نیست!

آسمون دل خسته م ، این روزا ابری ابریست!

تو شدی تموم حرفام ! رخنه کردی توی جونم!

معنی این همه عشقو ، به خدا من نمی دونم!

به خدا دست خودم نیست ! کار روزگاره انگار

که تو چشمای غریبت، می خورم به خط تکرار!

چه کنم دست خودم نیست ! شدی آواز شبونم!

اسمتو جای ترانه ، با چه بغضی من می خونم

 


 

چهارشنبه هشتم خرداد 1387 توسط mohammad |

مرا به تنهایی نسپار

مرا به تنهایی نسپار که در پس آن تنها تر نخواهم شد .

 

دوست داشتنی ترین طعم زندگیم برای تو مینویسم

 

برای همین تویی که پاسخ یکی از سوالات امروزت این است که : من برای از تو نگفتن هنوز جوانم!

 

من چگونه از تو دور شوم ؟؟؟ تویی که آرام و بی صدا در دلم لانه کردی و حالا معصومانه به من نگاه می کنی ؟

 

تویی که تمام ذهنم را با یادت آغشته کرده ای ؟

 

نگاه تو آسودگی ست و آرامشی که مرا در یاد تو تسخیر می کند .

 

میدانی ! کاش میشد زیر بارانی که در دلم می بارید قدم می زدی و من فرصتی می یافتم تا حضورت را مرور کنم .

 

افسوس ..... تو نمی دانی اینجا پر از تکرار نام توست ....انگار اشیاء نام تو را زمزمه میکنند .

 

کاش میتوانستم صراحتم را در صداقت عجین کنم و بگویم دلم برایت تنگ است .   

 

عزیز غزلهای ننوشته ام  خودت بگو ...... تویی که سوژه و هدف زندگی ام شدی .....چه بنویسم در  این غروب بدرنگ ...... بی تو ؟؟؟؟

 

تو اولین و تنها کسی بودی که انگشتان احساسم را لمس کردی و بوسیدی و گفتی

 

تمام لبخند هایمان را به می بوسه غسل می دهی

 

و من دعا میکنم هرگز  رد پایمان از ساحل نگاه همدیگر محو نشود .

 

عزیزکم :مرا به تنهایی نسپار که در پس آن تنها تر نخواهم شد

یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 توسط mohammad |

دوستت دارم

مرا بکش ولي نگو که نگم دوست دارم.....

مرا به آغوشت راه بده، مي خواهم براي اولين بار ببوسمت

 بيا چشمانمان را ببنديم

ميخواهم وقتي لبهاي معصوممان به هم گره ميخورد

 وهر دو از فرط لذت در آغوش يكديگر نفس نفس ميزنيم

از لذت بيانتهاي جسممان،

 وجود نامحدود زيبايي را با چشماني بسته تصور كنيم

چشمانت را باز كن

 لبهايمان از گرمي شهوت خشك شده اما گونههايمان از اشك خيس،

 ما ساعتهاست كه در آغوش يكديگر ميگرييم.

اي تنها هم آغوش من،

 بيا كه احساسم را برايت دست نخورده نگه داشتهام

بيا كه ميخواهم وقتي دستانم را به روي احساست ميگذارم،

از فرط لذت ، قطرههاي اشك بر گونههايم بدرخشد.

ميخواهم با اشكهايم برتمام احساست بوسه زنم،

ميخواهم اشكهايم تمام روحت را خيس كند

جمعه بیستم اردیبهشت 1387 توسط mohammad |

دختر و پسر

پسر چون که آمد پدید
دختری بالا سر بدید
عشوه و لبخند دختر ناز بود
آن پسر را در هوا پرواز بود
دخترک چون پسر در اوج دید
چون فرشته با دل کنارش رسید
پسر در درونش یک چیز یافت
بیقراری کرد و یک آن تیر یافت
یک نگاهی بر دو چشمش چون بکرد
تیر را از قلب خود بیرون بکرد
خونی چکید ازاندرون سینه اش
خونی به رنگ عشق دیرینه اش
دخترک چون آن بدید قلبش شکست
آن پسر را ترک گفته بالا نشست
گفتش ای پسر این پیشه نیست
راه من با تو این گونه نیست
من بدیدم آنچه خواهی زمن
این مصیبت را بگردان از سرم
ناتوانم می کنی ای خلق خدا
من پری هستم فقط زان خدا
هرچه او گوید، من آن کنم
هرچه خواهد من آن کنم
خدا را کرد واسطه بر امر خویش
التماسش کرد بر درد قلب خویش
خدا هم کرد او را اجابت
تا کند بهر خدا او اطاعت
دخترک را کرد یک آن صدا
رضایت را به دختر کرد ندا
آن دو باهم بر آسمان پر کشیدند
ندای قلبشان با هم شنیدند.

جمعه بیستم اردیبهشت 1387 توسط mohammad |

GERYE

 

زدم فرياد خدايا اين چه رسمي ست.

 رفيقان را جدا کردن هنرنيست

رفيقان قلب انسانند خدايا بدون قلب چگونه ميتوان زيست

جمعه بیستم اردیبهشت 1387 توسط mohammad |

تحمل کن عزیز دل شکسته
تحمل کن به پای شمع خاموش
تحمل کن کنار گریه من
به یاد دلخوشیهای فراموش
جهان کوچک من از تو زیباست
هنوز از عطر لبخند تو سرمست
واسه تکرار اسم ساده تو ست
صدایی از منه عاشق اگر هست


منو نسپار به فصل رفته عشق
نذار کم شم من از آینده تو
به من فرصت بده گم شم دوباره
توی آغوشه بخشاینده تو
به من فرصت بده برگردم از من
به تو برگردمو یار تو باشم
به من فرصت بده باز از سر نو
دچار تو گرفتار تو باشم
به من فرصت بده باز از سر نو
دچار تو گرفتار تو باشم


نذار از رفتنت ویرون شه جانم
نذار از خود به خاکستر بریزم
کنار من که وا میپاشم از هم
تحمل کن، تحمل کن عزیزم
به من فرصت بده رنگین کمون شم
از آغوش تو تا معراج پرواز
حدیث تازه عشق توام من
به پایانم نبر از نو بیآغاز

چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 توسط mohammad |

eshfgh

چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 توسط mohammad |

eshgh

چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 توسط mohammad |

پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387 توسط mohammad |

گناه من چیست؟

اگر روزي به تو گفتم دلم تنگ است

                                                بدان كه دل به من اصرار كرد كه ديگر طاقت دوري ندارم

اگر روزي به تو گفتم كه من مردم از عشق تو

                                                بدان كه مرگ به من گفته كه غير از من نيست راهي براي تو

نيستي كنارم كه ببيني چگونه فرياد مي كشم

                                                 که آيا اين بود سزاي عاشقي چون من ؟!!!

دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 توسط mohammad |

چه زود از یاد رفتم

چه زود از ياد بردی چه زود از خاطرت رفت که من به يادت زنده بودم که عشق را برایت معنا دادم چه زود فراموش کردی دلم را بخاطر تو از یاد برده بودم وای بر تو که چه زود از یاد بردی قلبم را به اجبار به نامت کرده بودم و وای بر من که چه زود فراموش شدم نمی دانم خاطرت هست یا که آنرا نیز فراموش کردی که من تنها با صدای تو آرام بودم نميدانم يادت هست تمام راهم را براي تو آواز مي كردم ميدانم ديگر هيچ يادت نيست من همان تنهاي آواره اي خواهم شد كه تو مرا يافته بودي

دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 توسط mohammad |

مرو از پيشم و عمري نگرانم مگذاريا چو رفتي باميد دگرانم مگذارگاهگاهي بمن از مهر پيامي بفرستفارغ از حال خود اي جان جهانم مگذاربر دلم داغ غم عشق تو ايام نهادتو دگر داغ غم هجر بجانم مگذارمنشين در بر غير و مبر از ياد مراغم ديگر به غم و درد نهانم مگذارچون دم صبح بروز سيهم خنده مزندر کف گريه از اين بيش عنانم مگذارجز تو چشم طمع از هر دو جهان پوشيدم پس تو تنها دگر اي سرو روانم مگذارحاصل من که ز هستي همه ناکامي بودبرو اي عمر و بجا نام و نشانم مگذاردامن از دست من دلشده ايدوست مکش درسر فرقت خود تاب و توانم مگذار پای بر دیده »............« بنه ای مایه ناز مرو از پیشم و عمری نگرانم مگذار

دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 توسط mohammad |

دلم دیگر به جان آمد دراین شبهای تنهایی ، بیا بشنو تو فریادی که پنهان در گلو کردم


عشق شيرينش مرا فرهاد كرد
او بيامد مرغ دل را از قفس آزاد كرد
او بشد ليلا و ما مجنون روي ماه او
قلب ويران مرا آباد كرد
نام شيرينش تمام تلخي عمرم زدود
قبل از او دنيا برايم اين چنين زيبا نبود
بعد از او هم زندگي هست

وليكن تلخ تلخ
بعد از او اين زندگي ديگر چه سود

دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 توسط mohammad |

http://dl.iran3ong.com/IrHits/pop/Mohsen-Yegane/24/Mohsen%20Yegane%20-%20Marge%20Khamooshi[wWw.irhits.net.rar

یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 توسط mohammad |

http://lxl.ir/mojtaba/clip/clip8/sharak_ekbatan.3gp

یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 توسط mohammad |

جمعه ششم اردیبهشت 1387 توسط mohammad |

تنهایی را دوست دارم

                                تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست

                       تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست

           در تنهاییهایم در انتظار خواهم گریست و انتظار کشیدنم راپنهان خواهم کرد

  دوستت دارم را چه زیبا بر بخار پنجره نوشتی...  و چه غم انگیز بود وقتی پاکش کردی...

         

پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387 توسط mohammad |

سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 توسط mohammad |

سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 توسط mohammad |



وقتی کسی رو دوس داری٬ حاضری جون فداش کنی

حـاضــری دنــیـارو بـدی ٬ فـقط یـه بـار نـیـگـاش کـنـی

بـه خــاطـرش داد بــزنـی ٬ بــه خــاطـرش دروغ بـگـی

رو هـمـه چـی خــط بـکشی ٬ حـتـی رو بـرگ زنـدگی

وقـتـی کـسـی تـو قـلـبـتـه٬ حـاضـری دنـیـا بـد بـاشـه

فـقـط اونـی کـه عـشـقـتـه ٬ عـاشـقـی رو بـلـد بـاشـه

قـــیــد تــمـــوم دنـــیــارو بــه خـــاطــر اون مــی زنــی

خـیـلـی چـیـزارو مـی شکـنـی٬ تـا دل اونـو نـشـکـنی

وقـتـی بـشـیـنـه بــه دلت ٬ از هـمـه دنـیا مـی گـذری

تـــولــد دوبـــارتـــه ٬ اسـمـشــو وقــتـی مــی بــری

حــاضــری جـونــتـو بــدی ٬ یـه خــار تـو دسـاش نــره

حـتـی یـه ذره گـرد و خـاک تـو مـعـبـد چـشـاش نـره

حـاضــری مـسـخــرت کُــنــن تــمــام آدمــای شــهــر

امـا نـبـیـنـی اون بـاهـات کـرده واسـه یـه لحظه قهر

حــاضـری هـر جـا کـه بـری بـه خـاطـرش گـریـه کـنی

بـگـی کـه مـحتاجشی و به شـونـه هاش تکیه کنی

حــاضـری کـه بـــگــذری از شـهــرت واسـم و آبــروت

مـهـم نـبـاشـه کـه کـسی نـخواد بـشینـه رو به روت

وقـتـی کـسـی تـو قـلـبـتـه ٬ یـه چـیـز قـیمتی داری

دیـگـه بـه چـشـمـت نـمی یاد ٬ اگر که ثـروتـی داری

حـاضـری هـر چـی بـشـنـوی ٬ حـتی اگه سر زنشه

mehrdg@yahoo.com

درد دل

RSS 2.0

Designed By ParsTheme