برای تو مینویسم
از درون فاصله ها
بوی عشق می دهی
ای غریبه
برای تو می نویسم
که نگاهت را از پشت دیوارهای شهر
میبینم
وچه عاشقانه نگاهیست
و لبخندت را
بر لب خود تجربه می کنم
نامت را نمی گویم
می ترسم که مبادا
بشکند زیبایی دل بستن را
نامت را در قلبم حک می کنم
تا بمانی و بدانی دوستت دارم
ای غریبه می شناسمت
تو از جنس نور
و از تبار مجنونی
و خداوند در دل مهربانت
خانه دارد
روح بزرگت را
می ستایم
و آرزو می کنم
که همیشه
غریبه بمانی
مبادا که
آشنایی جدایمان بکند
غریبه
دوستت دارم
به وسعت دل عشاق جهان